حسين فاطمى
102
گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى )
گرگ و غيره را ببينند ، يك مرتبه بهطور دسته جمعى بر او حمله مىكنند و حمايت مىكنند يكديگر را . مؤلف گويد : چه بسا پسنديده بود اگر ما مردم مسلمان اين صفت و رويه را از سگان مىآموختيم ، نه اينكه با دشمنان خود هم دست شويم . پند خضر عليه السّلام به جناب موسى عليه السّلام در كتاب انيس الادباء عنى النبى صلّى اللّه عليه و آله فيما قال خضر بموسى عليهما السّلام قال و إذا شتمك الجاهل فاسكت عنه سلما و جانبه حزما فإن ما بقي من جهله عليك و شتمه اياك أكثر و قال ؛ يابن عمران لا تفتحن بابا لا تدري من اغلقه و لا تغلقن بابا لا تدري من فتحه . « 1 » ترجمه : خضر به موسى گفت : اگر نادان به تو دشنام داد ساكت باش تا از او سالم مانى و احتياط كن در كنارهگيرى از او ، زيرا آنچه از جهل و دشنامش باقيست بيشتر است از آنچه گفته . اى پسر عمران ! باز مكن درى را كه نمىدانى كه او را بسته و نبند ، درى را كه نميدانى كه گشوده او را . ولايت منصور منصور از جانب برادرش سفاح والى « ارمنيه » بود . در بين اينكه منصور در مجلس اخذ حقوق مردم نشسته بود ، مردى داخل شد بر او و گفت : اى امير ! ظلمى به من شده ، تمنا دارم گوش دهى به مثلى كه براى تو مىزنم پيش از آنكه ذكر كنم آن ستم را : منصور گفت : بگو . پس گفت : خداى تعالى خلق فرمود خلايق را بر طبقاتى ، مثل بچهءاى كه به دنيا آيد ، نمىشناسد مگر مادر را و طلب نمىكند مگر مادر را و هرگاه از چيزى بترسد و به فزع آيد پناه به مادر مىبرد بعد به درجه بالاتر مىرود ، پدر را مىشناسد . مىبيند عزيزتر از مادرش مىباشد و حمايت او از مادر زيادتر است ، اگر ترسى و فزعى او را عارض شد به پدر پناه مىبرد . بعد درجه ديگرى بالا مىرود اگر گرفتارى براى او پيدا شد ، به سلطان خود پناه مىبرد كه او را يارى كند . پس اگر سلطان او را ستم نمايد پناه به پروردگار و مالك خود مىبرد و از خدا طلب يارى مىكند . اى امير ! از خدا طلب يارى نمودهام و پناه
--> ( 1 ) . انيس الادباء 117 .